27/01/2018
.
🍥 مخاطرات کودک خوب بودن
🌀 کودکانی که تکالیفشان را به موقع انجام میدهند، با دستخطی تمیز، اتاق خوابشان را مرتب نگه میدارند، کودکانی که اغلب کمی خجالتیاند، کودکانی که مدام میخواهند به والدین خود کمک کنند، همان کودکانی که موقع رکاب زدن در سرازیری مدام ترمز میکنند....
🌀 کودکان خوبی که تصور میکنیم عالی هستند، چرا که هر چیزی را که از آنها انتظار میرود، انجام میدهند و مشکلی پیش نمیآورند.
🌀 و دقیقا مشکل نیز همین است. اندوه نهان این پسر یا دختر خوب از آنجا شروع میشود که نیاز درونی برای پذیرش افراطی دارند.
🌀 کودکان خوب، خوب نیستند، چرا که تمایلی به رفتار متفاوت ندارند. آنها خوب هستند، چون گزینه و انتخاب دیگری ندارند. خوب بودن آنها بیشتر یک اجبار است تا انتخاب.
🌀 بسیاری از کودکان از عشق به والد افسردهی آزاردهنده خوب هستند، چرا که این والد واضحا نشان داده است که با مشکلات و دردسرهای بیشتر و اضافهتر نمیتواند مقابله کند. یا شاید خوباند، تا والد خشن و عصبانی را آرام کنند؛ چرا که او ممکن است در صورت بروز نشانههایی از بینقص و کامل نبودن رفتار، به شکل فاجعهآمیزی ترسناک شود. یا ممکن است والد بسیار مشغول و حواس پرت و پریشان باشد و کودک فقط با خیلی خوب بودن میتواند این امید را داشته باشد که مورد توجه او قرار گیرد.
🌀 بیماری کودک خوب این است که او هیچ تجربهای از اینکه دیگران قادر باشند بد بودن او را تحمل کنند، ندارد. آنها حق حیاتی هر کودک سالم را از دست دادهاند و آن این است که بتوانند حسادت، حریص بودن و وجوه ایگومانیاکال خود را نشان دهند و با این وجود باز تحمل شوند و دوستداشتنی باشند.
🌀 پخته و بالغ بودن به معنی داشتن رابطهی بیپرده و صریح و بدون ترس با تاریکی، پیچیدگی و جاه طلبى خود است. که مستلزم پذیرش این نکته است که هر چیزی که ما را خوشحال میکند، لزوما دیگران را خشنود نمیسازد یا از نظر جامعه مورد احترام نیست- اما باز مهم است که کشف و حفظ شود.
🌀 میل به خوب بودن یکی از دوستداشتنیترینها در جهان است. اما برای داشتن یک زندگی واقعا خوب نیاز داریم که گاهی، حداقل گاهی، با شجاعت، در مقایسه با استانداردهای کودک خوب، بد باشیم.
ترجمه: نگار سیفى مقدم