10/06/2014
هرچه جلوتر آمدهایم، نیاز نظرورزانِ دنیای سیاست به الهامات انقلاب اسلامی، بیشتر و بیشتر شده است. انقلاب اسلامی ایران در شرایطی ظهور پیدا کرد که بحران در اندیشة سیاسی غرب پدیدار گشته بود. اگرچه این بحران، هنوز بازوی چپ (مارکسیستی) این تفکر را بهطور کامل ساقط نساخته بود، اما علائم این سقوط از منظر شمار اندکی از راسخان در علم (و در رأس آنان حضرت امام خمینی (ره)) پوشیده نبود. بحران، منحصر به جناح مارکسیستی نبود و جناح دیگر نیز از زاویهای دیگر با آن دست و پنجه نرم میکرد. در یک چنین ایستاری، انقلاب اسلامی ایران، با دو آموزة نوین «اخلاق» و «مردمسالاری دینی»، صلای تازهای در سپهر سیاست در داد. اخلاق را که محبوس ماکیاولیها در پشت صحنه سیاست بود، به صحنه باز گرداند و مدل جدیدی از دموکراسی را (که در آن ایدهآلها نیز شأن و جایگاه خود را دارند) تحت عنوان «مردمسالاری دینی» عرضه داشت.