کافه پارادوکس

کافه پارادوکس Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from کافه پارادوکس, Library, Shahsavar.

30/10/2014

شرح موارد حساس
مورد (1) :
گردبادهای مسموم می آیند
و می روند
تا باور باغ را مچاله کنند
اما تو می درخشی
و دریاها می خروشند
و درختان از باوری تازه سبز می پوشند ...
(سلمان هراتی/گزیده ادبیات معاصر)

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتمشوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودمشدم آن عاشق ...
26/01/2014

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم ...



"فریدون مشیری"

23/01/2014

نمی خواستم ناراحتت کنم،اما
انگار کردم!
با دوست داشتن ِ زیادم
با هِی ببینمت هایم
با همیشه ببخش‌ها و
همیشه، دلَم برایِ تو تنگ شُده‌ هایم

نمی خواستم ناراحتت کنم،اما
انگار کردم!
وقتی که با شانه‌هایِ بالا گرفته از تو می‌گفتم
وقتی که نامِ تو را بلند می‌خواندم
وقتی که در همیشه،
هر جا
تو را به نام ِ کوچَکَت صدا می‌کردم

نمی خواستم ناراحتت کنم
اما انگار کردم!

وقتی که آن همه تو را
خواب دیدَم...
نمی‌خواستم
اما...

" افشین صالحی "

12/01/2014

دو سال است که می‌دانم بی‌قراری چیست
درد چیست
مهربانی چیست
دو سال است که می‌دانم آواز چیست
راز چیست ....
چشم‌های تو شناسنامه مرا عوض کردند
امروز من دو ساله می‌شوم ...
ما
بازیگران یک فیلم صامتیم .
" گروس عبدالملکیان"

18/12/2013

می‌گویند تنهایی پوست آدم را کلفت می‌کند
می‌گویند عشق دل آدم را نازک می‌کند .
می‌گویند درد آدم را پیر می‌کند ...
آدم‌ها خیلی چیزها می‌گویند ،‌
و من،‌ امروز
کرگدن دل‌نازکی هستم که پیر شده است !

" مهدی صادقی "

11/12/2013

از دست من میری

از دست تو میرم

تو زنده می مونی

منم که می میرم

تو رفتی از پیشم

دنیامو غم برداشت

برداشت ما از عشق با هم تفاوت داشت

این آخرین باره

من ازت میخوام

برگردی به خونه

این آخرین باره

من ازت میخوام عاقل شی دیونه

این آخرین باره

من ازت می خوام برگردی به خونه

این آخرین باره من ازت میخوام عاقل شی دیونه

اونقدر بزرگه تنهایی این مرد

که حتی توی دریا نمیشه غرقش کرد

من عاشقت هستم اینو نمی فهمی

یه چیزو می دونم که خیلی بی رحمی

همیشه می گفتی،شاهی گدایی کن،ظالم یه عمر مظلوم نمایی کن

هر چی بدی کردی پای من بنویس

نتیجه این عشق بازم بزرگیست

این آخرین باره

من ازت میخوام برگردی به خونه

این آخرین باره من ازت میخوام عاقل شی دیونه

10/11/2013

گفتم که در این راه کو نقطه‌ی آغاز ؟
گفتی که تویی تو خود پاسخ این راز
چون همسفر عشق شدی
مرد سفر باش

" اردلان سرفراز "

10/11/2013

تو را به سرخ به آبی
تو را به پاکی و رادی
تو را به آزادی
به سبزدشت جهان، گرگ باش
بره مباش
تو را به عشق
به آبی
به گیسوان شب و دم سپیده شادی
عروس باش
عروسک مباش.

" نصرت رحمانی "

10/11/2013

می توانی بی اینکه بپرسی چرا
دوست ام داشته باشی؟
و موهایت را
به بادی که از لای انگشتانم عبور می کند
قرض بدهی؟
می توانی به نام ام تکیه کرده,
لباس ات را مرتب کنی,
قبل از سلام
آب گلویت را قورت بدهی
و با صدایت
هزار نت به گلوی سه تار بریزی؟
عزیزم!
همه می دانند از دهان ات
صدای بوسه می آید
و چشم هایت
سکوت را به دریا تحمیل می کند
خوش به حالت که زنی
و خوش به حالت
که من دوست ات دارم!

(بهرنگ قاسمی)

دیشب در اتاق خوابمشمع خوش‌صحبتی داشتم .خیلی خسته بودم اما می‌خواستمکسی پیشم باشد ،برای همین شمعی روشن کردمو به صدای آرام...
19/10/2013

دیشب در اتاق خوابم
شمع خوش‌صحبتی داشتم .
خیلی خسته بودم اما می‌خواستم
کسی پیشم باشد ،
برای همین شمعی روشن کردم
و به صدای آرامش‌بخش نور
گوش سپردم تا خوابم برد.
"ریچارد براتیگان"

19/10/2013

وقتی دل دست‌هایم
تنگ می‌شود برای انگشتان کوچکت
آن‌ها را می‌گذارم برابر خورشید
تا با ترکیبی از کسوف و گرما
دوری‌ات را معنا کنم .
"مصطفی مستور"

قلبم را در مجریِ کهنه‌ئی پنهان می‌کنمدر اتاقی که دریچه‌ئیش نیست.از مهتابی به کوچه‌ی تاریک خم می‌شوموبه جای همه‌ی نومیدان...
07/09/2013

قلبم را در مجریِ کهنه‌ئی پنهان می‌کنم
در اتاقی که دریچه‌ئیش نیست.
از مهتابی به کوچه‌ی تاریک خم می‌شوم
وبه جای همه‌ی نومیدان، می‌گریم...
با این همه، ای قلب در به در!
از یاد مبر
که ما، من و تو
عشق را رعایت کرده‌ایم...
..

احمد شاملو

Address

Shahsavar

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when کافه پارادوکس posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share

Category