16/06/2014
در ساحل ماسه اى با خدا قدم می زدم به پشت سرم نگاه می كردم جاهائى كه ازخوشی ها حرف می زديم دو ردپا بود وجاهائى كه ازسختی ها حرف زده بوديم يک ردپابود!
به خداگفتم:درسختی هابامن نبودى؟
خداگفت:آن یک ردپائى كه درسختی ها ديدى ردپاى من است كه تو را بر دوش می كشيدم!