امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام السلام علیک یا أباعبدالله الحسین علیه السلام
@+[46216149723691

بِحَقِّ یس وَ الْقُرآنِ الْکَرِیمِ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرآنِ الْعَظِیمِ یا مَنْ یَقْدِرُ عَلَی حَوائِجِ السّائِلِینَ یا مَنْ
یَعْلَمُ ما فِی الضَّمِیرَ یا مُنَفِّسَ عَنِ الُمَکُرُوبِینَ یا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُوْمِینَ یا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ یا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسِیرِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی کَذا وَ کَذا به جای«و

افعل بی کذا و کذا» حاجات خود را ذکر کنی. (دعوات، قطب‌الدین راوندی، ص54)

شب وصل است و تبِ دلبري جانان است
ساغر وصل لبالب به لب مستان است
در نظر بازيشان اهل نظر حيران است
گوئيا مشعله از بامِ فلک ريزان است
چشم جادوي سحر زين شب و تب گريان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
عصر فردا بدنش زير سم اسبان است
مکن اي صبح طلوع، مکن اي صبح طلوع
«يارب اين بوي خوش از روضة جان مي آيد؟
يا نسيمي است کزان سوي جهان مي آيد؟»
«يارب اين نور صفات از چه مکان مي آيد؟»
«عجب اين قهقهه از حورِ جنان مي آيد!»
يارب اين آبِ حيات از چه دلي جوشان است؟
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
«چه سَماع است که جان رقص کنان» مي آيد؟
«چه صفير است که دل بال زنان مي آيد؟»
چه پيامي است؟ چرا موج گمان مي آيد؟
چه شکار است؟ چرا بانگ کمان مي آيد؟
چه فضائي است؟ چرا تير قضا پران است؟
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
گوش تا گوش، همه کرّ و فرِ دشمنِ پست
شاه بنشسته، بر او حلقة ياران الست
«پيرهن چاک و غزلخوان و صراحي در دست»
چار تکبير زده يکسره بر هر چه که هست
خيمه در خيمه صداي سخن قرآن است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
وَه از آن آيتِ رازي که در آن محفل بود
«مفتي عقل در اين مسئله لايعقِل بود»
«عشق مي گفت به شرح آنچه بر او مشکل بود»
«خم مي بود که خون در دل و پا در گل بود»
ساغر سرخ شهادت به کف مستان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
اين حسين است که عالم همه ديوانة اوست
او چو شمعي است که جانها همه پروانة اوست
شرف ميکده از مستي پيمانة اوست
هر کجا خانه عشق است همه خانة اوست
حاليا خيمه گهش بزمگه رندان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
سرخوش از سُکرِ سر اندازِ هو الله احد
دلبرِ دل شده در دامن الله صمد
نعره «شور حسینی» است که مستانه زند:
«مي وصلي بچشان تا در زندان ابد»
بشکنم، شادی شوری که در این میدان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
محرمان حلقه زده در پي پيغامي چند:
«چشم اِنعام مداريد ز اَنعامي چند»
«فرصتِ عيش نگه دار و بزن جامي چند»
که نماندست ره عشق مگر گامي چند
در بلائيم ولي عشق بلا گردان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
امشب است آنکه «ملايک در ميخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند»
«با من راه نشين باده مستانه زدند»
«قرعه فال به نام من ديوانه زدند»
يوسفِ فاطمه را ننگِ جهان زندان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
هان که گوي فلک صدق به چوگان من است
ساحت کون و مکان عرصه ميدان من است
ديدة فتح ابد عاشق جولان من است
هر چه در عالم امر است به فرمان من است
پيش ما آتش نمرود گلِ بستان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
«هان و هان ناقة حقيم» مجوئيد حيَل
«تا نبرد سرتان را سرِ شمشيرِ اجل
«پيش جان و دل ما آب و گلي را چه محل؟»
«کار حق کن فيکون است نه موقوف علل
بي فروغ رخ او ، جان و جهان بي جان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
ظهر فردا عملِ مذهب رندان بکنم
«قطع اين مرحله با مرغ سليمان» بکنم
حمله بر شعبده از دولت قرآن بکنم
«آنچه استاد ازل گفت بکن»، آن بکن
عاقبت خانه ظلم است که آن ويران است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
«نقدها را بود آيا که عياري گيرند
تا همه صومعه داران پي کاري گيرد
و به تاريکي شب ره به کناري گيرند
صادقان زآينة صدق، غباري گيرند
صحنة مشهد ما صحن نگارستان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
گفت عباس که: من از سر جان برخيزم
از «سر جان و جهان دست فشان برخيزم»
«از سر خواجگي کون و مکان برخيزم»
من «ببويت ز لحد رقص کنان برخيزم»
اين چه روح است و کرامت که در اين ياران است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
در شب قتل، مگر بي سر و سامان زينب
«داشت انديشه فرداي يتيمان، زينب»
گفتي از يادِ پريشاني طفلان، زينب
چنگ مي برد به گيسوي پريشان، زينب
اين چه حالي است که در خوابگه شيران است؟
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
ظهر فردا، قد رعناي حسين است کمان
باز جويد شه بي يار ز عباس نشان
ز علمدارِ خود آن خسرو شمشاد قدان ---
«که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان»
قرص خورشيد هم از خجلت او پنهان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
علي اکبر به اجازت ز پدر خواهشمند: ---
صبر از اين بيش ندارم، چکنم تا کي و چند؟
جان به رقص آمده از آتش غيرت چو سپند ---
بوسه اي بر لب خشکم بزن اي چشمه قند
دستي اندر خم زلفي که چنين پيچان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
«او سليمان زمان است که خاتم با اوست» ---
«سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست»
نفس «همت پاکان دو عالم با اوست» ---
زخم شمشير و سنان چيست؟ «که مرهم با اوست»
پس چه رازي است که خنجر به گلو بُران است؟
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
شام فردا که رسد، زينبِ گريان و دوان ---
در هياهوي رذيلانة آن اهرمنان
پرسد از پيکر صدچاک شه تشنه زبان ---
«که شهيدان که اند اينهمه خونين کفنان؟»
مگر رود فرات از تف او سوزان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
ساربان است و بيابان و زنان بر شتران ---
خونِ خورشيدِ رواني به سر نيزه روان
اختران نيزه سوارانِ شبِ راهروان ---
ماه و خورشيد به هم ساخته، در هم نگران
پاي در سلسله، سر سلسلة مردان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
او که درباني ميخانه فراوان کرده است ---
نوش پيمانة خون بر سر پيمان کرده است
اشک را پيرهنِ يوسفِ دوران کرده است ---
چنگ بر گونه زده موي پريشان کرده است
در دل حادثه مجموعِ پريشانان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است
يارب اين شام سيه را به جلالي درياب ---
بال و پر سوخته را با پر و بالي درياب
«تشنة باديه را هم به زلالي درياب» --
جشن دامادي جان را به جمالي درياب
که عروسِ شرف از شوق حنابندان است
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است ---
ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
مکن اي صبح طلوع، مکن اي صبح طلوع

يا حسين عليه السلامالسلام عليك يا اباعبدالله الحسين عليه السلام
10/02/2017

يا حسين عليه السلام

السلام عليك يا اباعبدالله الحسين عليه السلام

روز دوشنبه روز زیارتی ارباب عالم ابا عبدالله الحسین علیه السلام در هر کجا که هستیم دست بر سینه رو به سوی تو یا حسین از س...
07/12/2015

روز دوشنبه روز زیارتی ارباب عالم ابا عبدالله الحسین علیه السلام
در هر کجا که هستیم دست بر سینه رو به سوی تو یا حسین از سر عشق میگوییم
« السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین و رحمة الله و برکاته »

05/12/2015
امـام زمــان ارواحنـا فداه :اگــر روزگار مرا به تاخیــر انداخت ، و دست تقدیــر مرا از یاری تــوبــاز داشت ، و نشد که با ...
05/12/2015

امـام زمــان ارواحنـا فداه :

اگــر روزگار مرا به تاخیــر انداخت ، و دست تقدیــر مرا از یاری تــو
بــاز داشت ، و نشد که با کسانــی که با تو پیــکار نمودند بستیــزم،
و با کسانی که با تو دشمنی داشتنــد به نبرد برخیــزم ،
اکنون هر صبـح و شام برای تو ناله می کنــم ، و به جای اشک برایت
خـون گریــه می کنـم،از روی حسرت بر تـو و تاسف بر مصیبت هایی
که بــر تو وارد شــد ، تا این که در اثــر سوز مصیبت ها
و غصه جانــکاه و انــدوه فراوان بمیــرم.

• صحیــفه مهدی اوراحنا فداه ص 430 •

چرا فکر میکنی شما یا همه ما جامونده ها بی لیاقتیم یا پر از گناه ...!!یکی با رفتن امتحان میشه یکی با نرفتن" ایمان شرط سعا...
30/11/2015

چرا فکر میکنی شما یا همه ما جامونده ها بی لیاقتیم یا پر از گناه ...!!
یکی با رفتن امتحان میشه یکی با نرفتن
" ایمان شرط سعادته نه شرط حاجت روا شدن "
ما هم دلمان پر از بغض نرفتنه و دلمون اونجاست اما خودشون فرمودند که از هرکجا با توجه دل بهشون سلام بدی جواب سلاممون رو میدن
البته کسایی که رفتن طلبیده شدن واگرنه نمی تونستن برن ولی نرفتن هم دلیل بر بی لیاقتی و بی سعادتی نیست پس نباید مغرور شد .

خدمتگزاران زائران ابا عبدالله ...
29/11/2015

خدمتگزاران زائران ابا عبدالله ...

دم از عذاب مزن روز محشر کبری .... همین نیامدن کربلایمان کافیست
28/11/2015

دم از عذاب مزن روز محشر کبری .... همین نیامدن کربلایمان کافیست

دوباره ضامن من می شوی امام رئوف ... عجیب در سفر کربلای خود گیرمبازهم چهارشنبه و روز زیارتی آقا علی بن موسی الرضا علیه ال...
18/11/2015

دوباره ضامن من می شوی امام رئوف ... عجیب در سفر کربلای خود گیرم

بازهم چهارشنبه و روز زیارتی آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام
هرچهارشنبه یک سلام :

السلام علیک یا بنت الحسین الشهید
17/11/2015

السلام علیک یا بنت الحسین الشهید

مثل یک مادر به ما داری محبت می کنیخوب وبد را بر این سفره مهمان می کنییک نفر آهش بگیرد در میان جمعیتتو همه را با عطوفت غر...
12/11/2015

مثل یک مادر به ما داری محبت می کنی
خوب وبد را بر این سفره مهمان می کنی
یک نفر آهش بگیرد در میان جمعیت
تو همه را با عطوفت غرق رحمت می کنی
هرکسی یک قدم سمت تو حرکت می کند
در عوض صدها قدم سمتش تو حرکت می کنی
این چه شاهی است که شبهای جمعه تا سحر
کربلایش را خودت شخصا زیارت می کنی

" صلی الله علیک یا ابا عبدالله "

یا ابا عبدالله باز هم چهارشنبه از راه رسید و روز زیارتی فرزندتان علی بن موسی الرضا علیه السلام پس در هر کجا که هستیم به ...
11/11/2015

یا ابا عبدالله باز هم چهارشنبه از راه رسید و روز زیارتی فرزندتان علی بن موسی الرضا علیه السلام
پس در هر کجا که هستیم به رسم ادب دست بر سینه می گذاریم و می گوییم :

Address

Karbala'

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when امام حسین علیه السلام posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share