26/02/2019
بسم الله الرحمن الرحيم ..١) «پيامبر گرامي اسلام صليالله عليه و آله و سلم»:
القبرُ أَوّلُ مَنزلٍ مِن مَنازلِ الآخرةِ.
قبر آدمي اولين منزل از منازل آخرتي او است. (شهابالاخبار، ص ٧٩)
عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَي مَن يَموتَ!
در شگفتم از کسي که مرگ را فراموش ميکند در حالي که دارد مردگان را ميبيند! (نهجالبلاغه، کلمة ١٢١)
نِسيانُ المَوتِ صُداءُ القُلوب.
از ياد بردن مرگ، در اثر زنگار گرفتن دلها است (گناهان زياد، مرگ را از ياد انسان ميبرد) (مواعظ عديه، ص ٢٤)
اَكثِرِالزّادَ فَإنَّ السَّفَر بَعيدٌ!
همراه خود توشه و ساز و برگ را زياد بردار که سفر، طولاني و دور و دراز است! (بحار، ج ١٣، ص ٤٣٢)
إِنْ كَانَ الْمَوْتُ حَقّاً فَالْفَرَحُ لِمَاذا؟!
اگر مردن حق است پس اين همه طَرَب و مستي چرا؟! (بحار، ج ٧٣، ص ١٥٧)
اُذكُروا إِنْقطاعَ اللّذّاتِ وَ بقاءَ التَّبِعات!
آن ساعتي که ديگر خوشيها براي هميشه پايان مييابد و تنها تبعات و اثرات شوم گناهان بر جاي ميماند! همواره به ياد داشته باشيد (هيچ وقت مرگ را فراموش نکنيد). (نهجالبلاغه، کلمة ٤٢٥)
٧) «پيامبر گرامي اسلام صليالله عليه و آله و سلم»:
مَن تَرقَّبَ المَوتَ تَرَكَ اللّذّات.
کسي که همواره به ياد مرگ باشد از هوي و هوسها چشمپوشي ميکند. (شهابالاخبار، ص ١٤٦)
٨) «امام موسي بنجعفر(عليهالسلام)»:
لَو رَأيتَ مَسيرَالأجَلِ لَأَلهاكَ عَنِ الأَمل.
تو اگر مسير مرگ خود را ميديدي مسلماً از هر چه آرزو داشتي چشمپوشي ميکردي. (تحفالعقول، ص ٤٢١)
إِسْتَعِدَّ لِسَفَرِكَ وَ حَصِّلْ زادَكَ قَبْلَ حُلُول أَجَلِكَ.
براي سفرت، خود را آماده کن و توشة راهت را پيش از فرا رسيدن ساعت مرگ خود فراهم نما. (منتهيالآمال، «علمية اسلاميه»، ج ١، ص ٢٣٣)
لَن يَنجُوَ عَنِ المَوتِ غَنِيٌّ بِمالِهِ وَ لا فَقيرٌ لِاِقلالِه.
نه آدم ثروتمند ميتواند با مال خود از مرگ رهائي يابد و نه فقير تنگدست به خاطر بينوايياش راه نجاتي از آن خواهد داشت. (مواعظ صدوق، ص ١٠٣)
اَكثِر ذِكْرَ المَوتِ فَإِنَّهُ لَم يُكثرْ انسانٌ ذِكرَ المَوتِ اِلاّ زَهِدَ فيالدّنيا.
زياد به ياد مردن باش، کسي که زياد به ياد مردن باشد مسلّماً از دنيا قطع علاقه خواهد کرد. (بحار، ج ٧٣، ص ٦٤)
اِنَّ بَينَ الدّنيا وَ الآخرةِ الْفَ عَقَبَةٍ أَهوَنُها وَ أيسَرُها اَلموتُ!
ميان دنيا و آخرت هزار گردنه است که کوچکترين و آسانترين آنها مرگ است! (من لايحضر، ج ١، ص ١٣٤)
النَّاسُ نِيَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا!
مردم در خوابند، همين که مُردند بيدار ميشوند! (لئاليالاخبار، ج ٤، ص ٢٥٤)
اِنَّ لِلّهِ مَلَكاً يُنادي كُلَّ يَومٍ: لِدوا لِلموَتِ وَاجْمَعوا لِلفَناءِ وَ ابْنُوا لِلخرابِ!
خداوند فرشتهاي دارد که هر روز ندا ميکند: براي مردن، بچه بزاييد و براي فنا شدن، مال جمع کنيد و براي ويراني، عمارت بسازيد! (در دنيا هيچ کس و هيچ چيز باقي نميماند.) (نهجالبلاغه، کلمة ١٢٧)
لِكُلِّ دارٍ بابٌ وَ بابُ الآخرةِ اَلمَوتُ.
هر خانه و سرائي درِ ورودي دارد، درِ ورودي آخرت، مرگ است. (شرح ابن ابيالحديد، ج ٢٠، ص ٣٤٥)
:
اَينَ الّذينَ كانوا أطولَ أعماراً مِنكُم وَ أَبْعَدَ آمالاً؟!
کجايند آن کساني که عمرشان از شما بيشتر بود و آرزوهاي دور و درازتري از شما داشتند؟! (تحفالعقول، ص ٣٠٩)
اَلموَتُ لِلمؤمِنِ كنَزْعِ ثيابٍ وَ سِخَةٍ وَ فكِّ قُيودٍ و اَغلالٍ ثقيلةٍ وَ الاِستبدال بِأَفخَرِالثّيابِ وَ أَطيَبِها رَوائح.
مرگ براي مؤمن همانند بيرون آوردن لباس چرکين از تن و باز کردن غُل و زنجيرهاي سنگين است و به جاي آن فاخرترين لباسها را با خوشبوترين رايحهها بر تن کرده است. (المحجَّةالبيضاء، ج ٨، ص ٢٥٥)
٢٦ـ «پيامبر گرامي اسلام صليالله عليه و آله و سلم»:
شَيئانِ يَكرهُهُما اِبنُ آدَم: يَكَرَهُ المَوتَ وَ المَوتُ راحةٌ لِلمؤُمِنِ مِنَ الفِتنةِ وَ يَكَرَهُ قِلّةَ المالِ وَ قِلَّةُ المالِ اَقلُّ لِلحساب.
دو چيز است که آدميزاد از آن متأثر و ناخوشايند است: يکي مرگ، در حالي که مرگ براي مؤمن راحتي از بلاها و گرفتاريها است و ديگر کمي مال و نقدينه، در حالي که مال کمتر، حسابش کمتر است. (بحار، ج ٧٢، ص ٣٩)
)»:
اَلمَوتُ هُوَ الَّذي يأتيكُم كُلَّ لَيلَةٍ اِلاّ اَنَّه طَويلٌ مُدَّتُهُ لايُنتَبَهُ مِنهُ اِلاّ يَومَ القيامة.
مرگ همان (خواب) است که هر شب به سراغ شما ميآيد الّا آن که زمانش طولاني و بيداري آن در روز قيامت خواهد بود. (معانيالاخبار، ج ٢، ص ١٩٦)
اِنَّ الَقَبر يُنادي كُلَّ يومٍ: اَنابَيْتُ الغُربَةِ اَنَابَيْتُ التُّرابِ، اَنَابَيْتُ الوَحشَةِ اَنَابَيْتُ الدُّودِ والهوامِّ!
قبر آدمي هر روز ندا ميکند: منَم خانة غربت، منَم خانة تُربت، منَم خانة وحشت، منَم خانة کِرم و مور! (بحار، ج ٧٧، ص ٣٨٨)
إنَّ القَبْرَ رَوضَةٌ مِن رياضِ الجَنَّةِ اَوحُفْرَةٌ مِن حُفَرِ النيّران.
قبر آدمي يا بوستاني از بوستانهاي بهشت است و يا گودالي از گودالهاي جهنم. (بحار قديم ج ٣، ص ١٥١ ـ کتاب «الحديث»، ج ٣، ص ١٢٤)
٣
اُذكُر تَقطُّعَ اَوصالِكَ فيقَبرِكَ وَ رُجوعَ أحبّائِك عَنكَ اِذا دَفَنوكَ في حُفِرَتِكَ... فَاِنَّ ذلِكَ يُسلّي عَنْکَ ما أَنتَ فيه.
به ياد آن ساعتي باش که بندبند تو در قبر از هم جدا ميشوند و دوستانت بعد از به خاک سپردن از سر خاکت برميگردند. اين تذکر، تو را از هم و غم روزگارت تسلّي ميدهد. (المحجّةالبيضاء، ج ٨، ص ٢٤١)
لايَتَمنّي أحَدُكُمُ المَوتَ لِضُرٍّ نَزَلَ بِه.
هيچ يک از شما نبايد به خاطر درد و محنتهايي که به او ميرسد تمنّاي مرگ کند. (شهابالاخبار، ص
إنَّ المَيِّتَ لَيَفرَحُ بِالتّرَحُّمِ عَلَيهِ وَ اِلاستِغفارِ لَهُ كَما يَفرَحُ الحَيُّ بِهَدِتَّةٍ تُهدي اِليه.
شخص مرده از ترحم و طلب مغفرت براي او خوشحال و مسرور ميشود همان گونه که يک آدم زنده از دريافت يک هديه شاد و خوشحال ميگردد. (وسائل، ج ٢، ص ٦٥٥)
مُعتركُ المَنايا مابينَ السِّتِّينَ الي السَّبعين.
بيشترين مرگ و ميرها، بين شصت تا هفتاد سالگي است. (شهابالاخبار، ص ٨٢)
مَن كان كَفَنُهُ مَعَهُ في بَيتِهِ لَم يُكتَبْ مِنَ الغافِلين و كانَ مأجوراً كُلّما نَظَر اِلَيه.
کسي که کفنش در منزل به همراه خود دارد نام او در زمرة «غافلان» نوشته نميشود و هر بار که به آن نظر ميکند برايش اجر و حسنه ثبت ميگردد. (المحجّةالبيضاء، ج ٨، ص ٢٤٢)
زوروا مَوتاكُم فَاِنَّهم يَفرَحونَ بِزيارَتِكم.
مردگان (اهل قبور) خود را زيارت کنيد، آنها با ديدار شما خوشحال ميشوند. (خصال، ج ٢، ص ١٥٩)
يا ابنَ آدم! كُنْ وَصِيَّ نَفسِك وَ اعمَلْ في مالِكَ ماتُؤثِرُ أَن يُعمَل فيهِ مِن بَعدِك.
اي آدميزاد! تو خود وَصيّ خود باش و هرچه دوست داري كه بعد از خودت در مال تو عمل كنند خودت امروز بدان عمل نما. (نهجالبلاغه، كلمة ٢٤٦)