06/10/2015
·در جامعه که فرهنگی سنت دینی حاکم باشد ، تحول اجتماع محال بنظر می آید، زیرا تمام عوامیل را بدوشی قدرت غیری محسوس میگذارد و کنش ها ، عاطفی وسنتی میباشد و عقلانی جای ندارد واقعیت های اجتماعی ارگانیک(مذهبی،دینی..)جلوه میکند.رشد جامع بشری به مرحله الاهیاتی (اتفاق ها به اساس مابعدالطبیعی تحلیل میشود)که نقص اثتنباط علت ها طبیعی میشود در انتها جامعه شکلی دوگماتس را اختیار میکند سیال های اجتماع بطی شده نامسجم و به حالتی پیچیده،ناهمگون ومتمایز در حال حرکت اند.بطور مثال مصرقبل از ملکه(کلئوپاترا)مردمی آرام و مطیع بودندخصال این مجموع آموزه های دینی عصر را پذیرفته بود.مذهب نقش عمده را بدوش داشت به شعار که فراعنه ازنسل خدایان هست بر توده های خلق قبولانده بود حتی خطی مذهبی هیروگلیف را مقدس برای اشرافان حاکم،و دور از خلق توده قراده بود برای طبقات محکوم جامعه از خط دموتیک استفاده میکرد.عینیت امروز جوامع مسلمانان قلمرو فقر (فقرعلم)شمردن خط عربی بومی به عنوان مقدسات، سنتی بومی اعراب بعنوان فرهنگ مقدس اهرام فشار قرار گرفته