21/02/2026
ای صاحبان خرد و اصحاب قلم،
در روزگاری که جهان بیش از هر زمان دیگر محتاج همدلی و همگرایی است، شگفتا که هنوز آوای تفریق و تمایز از میان برخی حلقومها برمیخیزد؛ آوایی که انسان را نه به اعتبار فضیلت و تقوا، بلکه به نشانۀ نسب و تبار میسنجد. شعارهایی که مردمان را به «سید» و «هزاره» و جز آن تقسیم میکنند، هرچند شاید در پوشش دفاع از هویت بر زبان آیند، در حقیقت تیغیاند بر ریشۀ وحدت و مرهمی نیستند بر زخمهای کهن این سرزمین.
مگر نه آن است که آدمی به انسانیت گرامی است، نه به نام و نسب؟ پس چگونه رواست که دیوارهای موهوم میان دلها افراشته شود و رشتههای برادری به دست خود گسسته گردد؟ آنکس که آتش تمایز میافروزد، اگرچه دعوی عدالت کند، غافل است که عدالت در سایۀ جدایی نمیبالد و کرامت در اقلیم تبعیض نمیروید.
شعار تفریق، بذر بدگمانی میپاشد؛ بذرهایی که در خاک ذهنهای جوان مینشیند و در گذر سالیان، درختان کین و بیاعتمادی برمیآورد. نسلها میآیند و میروند، اما زخمِ کلمهای که از سر تعصب گفته شد، چهبسا قرنها در حافظۀ جمعی بماند. بدینگونه، جامعهای که میتوانست بوستان تنوع باشد، به میدان رقابت هویتها بدل میشود و سرمایه انسانی خویش را در گرداب اختلاف میفرساید.
ای اهل نظر، بدانید که هرگاه نامها بر انسانها چیره شود، انسانیت مغلوب میگردد. آنجا که «ما» و «آنها» بر زبانها جاری شود، وطن از خانه مشترک به حصارهای جداگانه فرو میکاهد. و چه مصیبتی بالاتر از آنکه مردمان یک سرزمین، به جای تکیه بر مشترکات تاریخی و فرهنگی خویش، در پی شمارش تفاوتها برآیند.
پس ندا دهیم — نه از سر انکار هویتها، بل از سر حرمت به همۀ آنها — که انسان پیش از هر نامی، انسان است؛ و جامعه پیش از هر تمایزی، جامعهای واحد. بیایید به جای تکرار شعارهای تفرقهانگیز، کلامی بیافرینیم که دلها را نزدیک کند، نه دور؛ پلی باشد میان تبارها، نه دیواری میان انسانها.
که فردا، تاریخ از ما خواهد پرسید:
آیا در زمانه شکاف، شما سازندۀ پیوند بودید یا مروج گسست؟