Afghanistan's interim government in exile

Afghanistan's interim government in exile Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from Afghanistan's interim government in exile, Political Party, rolling wood, Woodbridge.

دعوت‌نامه رسمیوزارت امور زنان حکومت موقت افغانستان در تبعید( حمات)به مناسبت هشتم مارچ، روز جهانی زنبسم الله الرحمن الرحی...
05/03/2026

دعوت‌نامه رسمی

وزارت امور زنان حکومت موقت افغانستان در تبعید( حمات)

به مناسبت هشتم مارچ، روز جهانی زن

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض حرمت و ارادت،

وزارت امور زنان حمات، به مناسبت هشتم مارچ روز جهانی همبستگی زنان ـ از مقام محترمه/ محترم شما دعوت به‌عمل می‌آورد تا در محفل گرامی‌داشت این روز تاریخی که به هدف تجلیل از جایگاه زن، تقویت نقش زنان در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، و تأکید بر عدالت و برابری برگزار می‌گردد، اشتراک ورزید.

این محفل به شکل مجازی و در فضای همدلی و تعهد به ارزش‌های انسانی برگزار شده و فرصتی خواهد بود برای بررسی چالش‌ها، دستاوردها و چشم‌انداز آینده زنان در مسیر صلح، ثبات و توسعه پایدار.
********
نوت:
شما می‌توانید مقاله های نوشتاری، شعر و سایر دست آورد های فرهنگی تان را از طریق نمبر ذیل با ما شریک سازید بعد از تحقیق و تدقیق کمیسیون برای بهترین نوشته جایزه نقدی در نظر گرفته شده است.
☎️ نمبر تماس: 2026646967
4792319409
ایمیل: [email protected]
[email protected]
📍مکان برگزاری: آنلاین از طریق زوم
📅 تاریخ: دوشنبه ۹ مارچ ۲۰۲۶
⏰ زمان: ساعت ۱۰:۰۰ صبح بوقت نیویارک،
۴ عصر بوقت اروپا، ۶:۰۰ شام ترکیه،۶:۳۰ شام بوقت کابل، ساعت ۷ شام بوقت پاکستان، و ساعت ۶:۰ شام بوقت ایران
حضورر ارزشمند شما موجب امتنان و افتخار ما خواهد بود.

با تجدید حرمت
قاضی کوثر ایمان»وزیر امور زنان حمات

Interim Government of Afghanistan in Exile inviting you to a scheduled Zoom meeting.
Join Zoom Meeting
https://us06web.zoom.us/j/3805022177?pwd=GmjCElMGba9i99WzajUech9cQeOzRa.1&omn=88978601184

Meeting ID: 380 502 2177
Passcode: R7SFRx

Zoom is the leader in modern enterprise cloud communications.

05/06/2025
27/05/2025

نظامیان پیشین افغانستان، شامل سربازان، افسران و اعضای نیروهای امنیتی دولت پیشین افغانستان، پس از تسلط مجدد طالبان در سال 2021 با تهدیدات امنیتی جدی مواجه شدند و بسیاری از آن‌ها به ایران مهاجرت کردند. این گروه از مهاجران در ایران با مشکلات متعددی روبه‌رو هستند که در این مقاله به مهم‌ترین آن‌ها پرداخته می‌شود.
1. تهدیدات امنیتی و خطر اخراج
یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های نظامیان پیشین افغانستان در ایران، خطر اخراج اجباری و تحویل به طالبان است. گزارش‌ها حاکی از آن است که برخی مقامات ایرانی اطلاعات این افراد را با سفارت افغانستان در تهران، که تحت کنترل طالبان است، به اشتراک می‌گذارند. این موضوع خطر بازداشت، شکنجه یا حتی قتل توسط طالبان را برای نظامیان پیشین افزایش می‌دهد.
اخراج اجباری: با اجرای سیاست‌های اخراج مهاجران غیرقانونی، نظامیان پیشین که اغلب بدون مدارک اقامتی معتبر در ایران هستند، با خطر اخراج مواجه‌اند. به گفته برخی منابع، ایران تا پایان سال 1403 قصد دارد حدود 2 میلیون مهاجر غیرقانونی را اخراج کند، که این شامل نظامیان پیشین نیز می‌شود.
ترس از شناسایی: نظامیانی مانند احمد (نام مستعار)، افسر پیشین نیروهای امنیتی افغانستان، از زندگی در ترس دائمی به دلیل احتمال شناسایی و تحویل به طالبان سخن گفته‌اند.
2. مشکلات اقتصادی و اشتغال در کارهای سخت
نظامیان پیشین افغانستانی در ایران اغلب به مشاغل سخت و کم‌درآمد روی آورده‌اند. بسیاری از آن‌ها، با وجود تجربه نظامی و حرفه‌ای، به دلیل محدودیت‌های قانونی و نبود مدارک اقامتی، در مشاغلی مانند نگهبانی، کارگری ساختمانی یا کار در کارخانه‌ها مشغول هستند.
کارهای شاقه: به عنوان مثال، دگروال سید رضا محمدی، افسر پیشین افغانستانی، در تهران به عنوان نگهبان شبانه کار می‌کند و از مشکلات اقتصادی شدید شکایت دارد. او از ساعت 8 شب تا 8 صبح مشغول به کار است و درآمدش برای تأمین نیازهای خانواده‌اش کافی نیست.
بی‌ثباتی شغلی: حسب‌الله، نظامی پیشین با 15 سال سابقه، می‌گوید که برخی روزها کار پیدا می‌کند و برخی روزها بیکار است، و در صورت نبود درآمد، مجبور به درخواست کمک مالی از اقوام در افغانستان می‌شود.
3. محدودیت‌های اقامتی و حقوقی
نظامیان پیشین افغانستانی، به‌ویژه آن‌هایی که به‌صورت غیرقانونی وارد ایران شده‌اند، از حقوق اولیه محروم هستند و در بلاتکلیفی اقامتی به سر می‌برند.
مشکلات اخذ اقامت: یکی از نظامیان پیشین در ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد که با وجود ارائه مدارک و انجام آزمایش ژنتیک برای دریافت کارت اقامت، همچنان در انتظار تصمیم مقامات ایرانی است و هزینه‌های بالایی پرداخت کرده است.
محدودیت‌های جغرافیایی: این افراد اجازه اقامت در 16 استان ایران را ندارند و در صورت تخلف، با خطر بازداشت و اخراج مواجه می‌شوند.
4. تبعیض اجتماعی و فشار روانی
نظامیان پیشین افغانستانی در ایران با تبعیض اجتماعی و فشارهای روانی ناشی از وضعیت نامطمئن خود مواجه هستند.
مهاجرستیزی: کارزارهای رسانه‌ای و برخی اظهارات در شبکه‌های اجتماعی، مهاجران افغانستانی را به‌عنوان تهدید امنیتی یا اقتصادی معرفی می‌کنند، که این موضوع به تبعیض علیه نظامیان پیشین نیز دامن زده است.
ترس و ناامیدی: زندگی در سایه ترس از اخراج، شکنجه یا مرگ در صورت بازگشت به افغانستان، همراه با مشکلات اقتصادی، به مشکلات روانی مانند افسردگی و اضطراب منجر شده است. بسیاری از این افراد احساس بی‌هویتی و ناامیدی از آینده دارند.
5. عدم دسترسی به خدمات عمومی
نظامیان پیشین، به‌ویژه آن‌هایی که وضعیت غیرقانونی دارند، از دسترسی به خدمات عمومی مانند بهداشت، آموزش و خدمات بانکی محروم هستند.
محدودیت‌های بهداشتی: بدون مدارک اقامتی، این افراد نمی‌توانند از خدمات درمانی استفاده کنند، و حتی در صورت دسترسی، هزینه‌های درمان برایشان سنگین است.
محرومیت از آموزش: فرزندان این نظامیان اغلب از تحصیل محروم می‌مانند، زیرا ثبت‌نام در مدارس نیازمند مدارک اقامتی است.
6. سابقه تهدیدات طالبان
نظامیان پیشین افغانستان به دلیل نقش قبلی خود در مبارزه با طالبان، از اهداف اصلی این گروه محسوب می‌شوند. گزارش‌های سازمان ملل متحد (یوناما) نشان می‌دهد که از زمان تسلط طالبان، صدها مورد بازداشت، شکنجه و قتل نظامیان پیشین در افغانستان ثبت شده است. این موضوع انگیزه اصلی مهاجرت این افراد به ایران بوده، اما آن‌ها در ایران نیز احساس امنیت نمی‌کنند.
نتیجه‌گیری
نظامیان پیشین افغانستانی در ایران با چالش‌های چندوجهی مواجه هستند که شامل خطر اخراج، مشکلات اقتصادی، تبعیض اجتماعی، محدودیت‌های حقوقی و فشارهای روانی است. این افراد که زمانی برای امنیت کشورشان خدمت کرده‌اند، اکنون در شرایطی زندگی می‌کنند که نه تنها از حقوق اولیه محروم‌اند، بلکه در معرض تهدیدات جدی از سوی طالبان قرار دارند. برای بهبود وضعیت آن‌ها، نیاز به سیاست‌های حمایتی از جمله ایجاد مسیرهای قانونی برای اقامت، دسترسی به خدمات عمومی و همکاری بین‌المللی برای حفاظت از این گروه آسیب‌پذیر است.

معاون اول حکومت موقت افغانستان در تبعید ريس قواي مسلح درخارج از افغانستان
تورن جنرال عبدالمتين،حسن خيل🇦🇫🇦🇫🇦🇫🇦🇫🇦🇫🇦🇫

07/05/2025
10/04/2025

ضربه محکم دیگری بر پیکر علم ودانش

نوشته یی از : نجیب الرحمن شمال / ۹ اپریل ۲۰۲۵

کشورعزیزما - افغانستان روزی مهد پرورش علم ودانش ،زادگاه علما و فضلا ، دانشمندان و فیلسوفان نامدارجهانی بود و مردم این سرزمین، با نورعلم و دانش پرورش می یافتند و عاشقان واقعی کسب علم ودانش بودند. گرچه از نگاه پیشرفت اقتصادی به مقایسه سایرکشورهای جهان، بنابرتعلل زعما و رهبران دوره های مختلف تاریخی ، رشد چندانی نداشت و در بعضی از عرصه های زنده گی اصلآ تحرکی را نمی شناخت، ولی در جاهاییکه زمینه نسبی برای مردم میسربود ، آنها شب وروز باقبول انواع مشکلات عاشقان کسب علم، دانش و تعلیم وتربیه بودند. معلمان واستادان گران مایه آن زمان ها که دگر در میان ما نیستند و روح متبرک هریک شان شاد باشد، با کمال صداقت وایمانداری و با عاید خیلی اندک یعنی به اندازه بخور ونمیر در راه تربیه اولاد وطن صادقانه تلاش میورزیدند، نه پخش افراط وتفریط .
با تغییر هر دوره تاریخی مردم انتظار تحولات گسترده درعرصه های مختلف، ازجمله علم ودانش بودند و درک نموده بودندکه بدون کسب علم ودانش هرگز به جایی نخواهند رسید و به همین دلیل حکومت های حداقل نیم قرن گذشته تلاش نموده بودند تا فرزندان سرزمین شان باسواد شوند وعلم بیآموزند تا مصدر خدمت به مردم وآینده کشورشان گردند.برای رسیدن به این اهداف انسانی هزاران مکاتب ابتداییه، متوسطه ، لیسه ها، مکاتب حرفوی، انستیتوت های تخنیکی و پوهنتون ها را ایجاد کردند تا اولاد این سرزمین فضلا و دانشمندان، از کسب علم ودانش و مهارت های مسلکی به دور نمانند. به یاد دارم زمانی را که به ده ها هزار جوانان کشورما اعم از دختر وپسرجهت ادامه تحصیلات عالی و کسب مهارت های مسلکی به کشورهای مختلف جهان از امریکا و اروپا گرفته تا کشورهای کمپ سوسیالیستی قبلی و کشورهای همسایه افغانستان فرستاده می شدند و با بدست آوردن افتخارات بزرگ علمی و حتی دستآورد های بین المللی به وطن باز میگشتند و دین ایمانی وجدانی خود نسبت به وطن وبخصوص به نسل اینده کشور را به وجه احسن انجام میدادند.
اما در زمانیکه تحول عمیق تر سیاسی درکشورما رخ داد و تلاشها برای کسب بهتر علم ودانش بیشتر شد، گروه هایی هم به بهانه مخالفت با دولت های آن زمان و با تحریک بیگانگان وبخصوص سازمانهای استخباراتی منطقه یی و جهانی ، دست به سلاح برده و از همان روزهای اول فعالیتهای تخریب کارانه شان به حمله بر مکاتب و سوختاندن آنها دست زدند ،درحالیکه در همه مکاتب سوختانده شده به صدها جلد قرآن پاک وسایرکتابهای دینی وجود داشت. بخش هایی از پوهنتون ها نیز آتش گرفتند و چه معلمان و اساتید نام دارکشور که ترور نه شدند ویا مجبور به ترک وطن شان نشدند. یعنی اولین دشمنی ها علیه کسب علم ودانش در کشورما ،از همان دوره سیاه آغاز شد تا جوانان به مکتب نروند و از کسب علم ودانش به دور بمانند و همه را تشویق نمودند که به صفوف آنها بپیوندند . اما با گذشت زمان و به قدرت رسیدن تصادفی خودشان به مقام های دولتی، مردم ما مشاهده نمودند که چه تعداد از افراد بیسواد و کم سواد را بنابرهمان تعلقیت های تنظیمی گذشته شان به بلندترین کرسی های حکومتی گماشتند که نتیجه آن شکست ها و فرار هارا بازهم مانند تاریخ زنده همه با چشمان خود مشاهده کردیم وهمه گواهان این تاریخ های تلخ و ننگین هستیم. اما درحالیکه ذهن مردم افغانستان آن جهره را کاملآ به یاد دارد ، تعدادی از آنها با فراموش کردن ان شهکارهای بی مانند شان در قسمت علم ودانش در آن روزگاران، بیشتر از هرکس دیگری، امروز شعارهای دفاع از مکتب و دفاع از حقوق زن را بلندتر سر میدهند، اما بی خبر ازآنکه دیگر کسی فریب این دغل بازی های شانرا نمی خورد.
بهرحال،بیایید ببینیم که وضعیت معارف و تعلیم وتربیه فرزندان اسیرمانده در جهنم امروزی بنام افغانستان که گروهی بازهم با سوء استفاده از نام دین مبین اسلام وتطبیق به اصطلاح شریعت ؟! و با چشم پوشی از تجارب ناکام و دوران سیاه گذشته شان باردیگر بر شانه های ملت ما تحمیل شدند تا خدمات بیشتری برای همان اربابان خود انجام بدهند، چون اکثریت پروژه های دوران قبلی شان نا تکمیل مانده بود، بیشتر خوش خدمتی کرده و اینبار بیخ و بنیاد علم، دانش و معرفت را درکشورما کاملآ ازبین ببرند، چگونه است ؟؟ گروه طالبان که بیشتر از سه ونیم سال قبل دوباره به قدرت برگشتانده شدند، علاوه بر ناملایمات گوناگونی که بر مردم بیچاره ما تحمیل نمودند، دختران عزیز کشورمارا بعد ازختم صنف پنجم اجازه رفتن به مکاتب را نداده و بعدآ هم مانع ادامه تحصیل دختران به پوهنتون ها و حتی بستن موسسات تعلیمی طبی شدند که این جفای نابخشودنی شان علیه زنان ودختران باشهامت مارا تاریخ هرگز نخواهد بخشید و آنرا منحیث جنایت علیه بشریت و بخصوص علیه مردم افغانستان ثبت حافظه خود خواهد نمود. در هر مصاحبه یی از دهان اکثریت مسوولین این گروه گفته میشد که افغانستان الحمدلله یک کشور اسلامی است ومعارف کشورما نیاز به باز سازی دارد وان شاالله با تصویب تصاب تعلیمی جدید اسلامی؟! همه مشکلات مرفوع خواهدشد...... و به همین گونه صدها دلایل دور از منطق دیگر. تا اینکه بیشتر از سه ونیم سال گذشت و بلاخره فرمان جدید ملا غیبت الله خان بلاتشبیح از عالم غیب صادر شد که آنهم نتظیم به اصطلاح یونیفورم برای طلابه های کرام بود که خود یکی دیگر از بازیهای شیطانی میباشد که بنابر دستوربیگانگان و استخبارات منطقه در حال تطبیق شدن بالای شاگردان مکاتب پسرانه میباشد و این عمل بار دیگر ثابت نمود که گروه حاکم بر سرنوشت حدود چهل میلیون انسان اسیر در جغرافیایی بنام افغانستان، هرگزاستقلال ذهنی و فکری ندارند، بلکه همان دساتیر بیگانگان را یکی پی دیگری بالای اطفال کشورما تطبیق میکنند.
شخصآ خودم منحیث کوچکترین عضوخانواده معارف سخت طرفدار نظم ودسپلین وموجودیت یونیفورم خاص برای شاگردان معارف وحتی معلمین گرامی مانند دوره های گذشته میباشم، زیرا موجودیت یونیفورم مناسب و زیبا نه تنها فرق میان یک طفل دانش آموز ویک طفل روی کوچه و بازار را کاملآ به نمایش میگذارد، بلکه اطفال از نگاه روحی و روانی نیز با پوشیدن یونیفورم مکتب تشویق به رفتن به مکتب شده و با همان یونیفورم حتی احساس غرور و مسوولیت هم مینمایند و از همان دوران در تکمیل شخصیت او نیز نقش بارزی را ایفا مینماید. به یاد داریم که در گذشته های نه چندان دور ،همه پسران و حتی دختران مکاتب شهرها و ولایات کشورما دارای یونیفورم های معین و مشخصی بودند که با اندک تغییر رنگ ها در یخن های پیراهن های شان ، حتی تفکیک مکاتب شان نیز هویدا بود و خانواده ها بخاطرسرو سامان دادن به فرزندان مکتب رو خود، کوشش میکردند تا یونیفورم مکتب شان همیشه پاک و نظیف باشد که اینکار والدین خود بخاطر حفظ صحت و تندرستی اطفال شان بی نهایت با ارزش بود.اما بایید از یونیفورم امروز بگوییم که چگونه و به اساس کدام اندیشه و تفکر عقبگرایانه تنظیم شده و جه تآثیرات منفی بر روان شاگردان مکاتب بجا خواهد گذاشت ؟؟ همان کلاه گک های سفید یا تاقین ،دستار یا لنگی با آن وزن و سنگینی ، پیراهن و تنبان های سفید و آبی پاکستانی که حتی اندازه کمر و بخصوص برآمده گی های بدن وحتی درازی و کوتاهی آن هم از جانب رهبر به اصطلاح یک نظام تعیین میگردد. اینه بیکاری و بی شغلی ؟؟!!
آیا کسی از مسوولین این گروه جواب داده میتواند که در شرایط فعلی که در هرکجا و هر بخشی پیراهن و تنبان پاکستانی با رنگ های مختلف مود روز شده ، فرق بین متعلم و یک طفل روی کوچه وبازار موجود است؟ آیا فرقی بین یک کارمند دولتی ویا یک شخص ویله گرد روی بازار وجود دا رد ؟ آیا تفاوتی میان یک عالم دین و یک چرسی وبنگی یا معتاد به مواد مخدر وجود دارد ؟... و ده ها سوال دیگر.
اما در مورد این یونیفورم جدید فرمان روا باید گفت که آنها علاوه براینکه در این مدت مانع تعلیم وتحصیل دختران و خواهران ما گردیدند ، حالا هم با تطبیق این یونیفورم مانع رفتن پسران عزیز کشورما به مکاتب نیز میگردند. زیرا همه مکاتب مسدود شده دختران را به مدارس دینی مبدل نموده اند و با تصمیم جدید شان پسرانی را که با یونیفورم جدید ملبس نبودند یا اجازه داخل شدن به مکتب ندادند ویا هم آنهایی را که داخل مکتب شده بودند، با بسیار بی حرمتی و حتی لت وکوب موهای سر شانرا در مقابل چشمان همصنفی های قیچی زدند تا شرمنده گردند و دیگر به مکتب باز نگردند. بناء با صراحت میتوان گفت که این عمل شیطانی گروه حاکم ضربه محکم دیگری بر پیگر علم ودانش در کشورما میباشد که بازهم با همان خط درشت ثبت کارکردهای سیاه این گروه خواهد شد. با تطبیق چنین فرامینی از عالم غیب میخواهند شستشوی مغزی جوانان ونوجوانان را تسریع ببخشند و آنهایی را که با جنین تفکر دوران جهل و خرافات مذهبی همخوانی ندارند ، از رفتن به مکاتب باز دارند تا زمینه برای ترویج افکار دگم اندیشانه و افراطیت مذهبی بیشتر از گذشته برای شان آماده شود و هیج مانعی سد راه شان نباشد. همچنان تطبیق چنین فرامین دور از عقل و منطق باعث میگردد که تعدادی زیادی از فامیلهای عزیز تصمیم به مهاجرت های غیرقانونی را بگیرند و این درحالی است که حتی همسایه و حامیان دیروزی گروه حاکم، روزانه به هزاران افغان مهاجر را از کشورهای شان به شکل اجباری اخراج مینمایند، درحالیکه این گروه حاکم کوچکترین آماده گی برای اسکان مجدد آنها در داخل کشور را ندارد و همه روزه به فکرگدایی از جامعه جهانی و حتی کشورهای کفری میباشد و از خیر وبرکت رفتار وکردار شان در مقابل جامعه جهانی که خود نمونه آشکاری از جنگ اندیشوی مذهبی در مقابل تمدن و مدرنیته را به نمایش میگذارد، حتی کوچکترین کشوردنیا هم آنها را به رسمیت نه شناخته است و با گذشت هر روز شرایط سخت تری را بالای رهبران شان وضع میکنند. با وجود این وضعیت و بدون در نظرداشت تجارب تلخ دیروز و امروز، نمیدانم که تطبیق یونیفورم جبری با سه من لنگی و دستار وپیراهن و تنبان و آنهم دراین عصر وزمان ،تغییری در تربیه و تفکر فرزندان بیگناه این وطن خواهد داشت ، یا اینکه منتظر یک معجزه دیگر باید بود ؟؟ همچنان معلمین طبقه اناث را که مجبور به خانه نشینی کرده بودند، جبرآ به کورس های آموزش شستشوی مرده ها سوق داده اند و ده ها تصامیم عجولانه دیگر دراین موارد. اما به اساس فرمان تازه از غیب الخانه تعدادی از اساتید و استادان با تجربه بازهم از پوهنتون های کشور اخراج و خانه نشین گردیدند که این ضربه دیگری برادامه تحصیلات عالی معیاری در کشورما میباشد، زیرا به اساس گفته های تعدادی ازاین استادان، وزارت تحصیلات عالی کشورکاملآ فاقد کادرهای علمی و مسلکی شده و افراطیت مذهبی به شکل سرسام آوری در همه موسسات تحصیلات عالی کشور در حال گسترش است که آینده خطرناکی را برای کشورما رقم خواهد زد. نفرین بردگم اندیشی و جهالت ، آنهم در قرن بیست ویکم !
ومن الله توفیق

07/04/2025

مهاجرت یا جبر زمان !
نوشته یی از : نجیب الرحمن شمال
تاریخ بشریت مملو از حوادث گوناگون مانند جنگها، ظلم وستم طبقاتی، فقر و بدبختی، ستم ملی ، کشمکش های قومی، دینی و مذهبی ، آواره گی ، آفات طبیعی و بالاخره مهاجرت ها و ترک دیار دوست داشتنی بنابر ظلم و تعدی از جانب حاکمان سیاسی میباشد که البته بحث امروزماهم مهاجرت یاترک وطن کردن افغانهای کشورخود ماست که بنابر تغییر وضعیت سیاسی در دهه های اخیر مجبوربه ترک خانه وکاشانه آبایی خود گردیده اند که شخص خودم نیزازجمله همین هموطنان مهاجرخود میباشم. درمیان این همه مصایب ومشکلاتی که مردم جهان را تهدید میکند بدترین و زشت ترین آن همانا کلمه مهاجرت است که شخصآ از آن نقرت دارم، زیرا معنای کلمه مهاجر یعنی یک شخص بی هویت، بی وطن و موجب درد سر برای دیگران و کسیکه حتی در کشورهای پیشرفته ومترقی جهان امروز که داد از حقوق بشر و دفاع از انسانیت میزنند، مهاجر هرگزبا خاطرآرام روزگار خودرا سپری نمیکند. مهاجرت پدیده است که بنابر جبر زمان بالای انسانها تحمیل میگردد و تا وقتیکه مهاجر وطن وسرزمین خودرا دوباره بدست نیاورد، آن آبرو وعزت گذشته خودرا هم دوباره بدست نخواهد آورد.
کشورعزیزما افغانستان که سالها قبل با ناملایمات روزگار و جبر زمان دستخوش تغییرات نظامی- سیاسی گردید، تعداد زیادی از هموظنان ما را مجبور به ترک خانه و میهن عزیز شان ساخت که با تآسف الی امروز در همه از قاره پهناور این کره خاکی از درد مهاجرت رنج میبرند ، تخقیر وتوهین میشوند ، شکنجه و آزار می بینند و حتی به بسیار بی حرمتی به زندان ها انداخته میشوند. چنانچه همه شاهد هستیم بیشترین افغانها به کشورهای همسایه ما ایران وپاکستان مهاجر شدند که بخصوص کشور ظالم و حاکمان خداناترس و نظامی گران پاکستان درحالیکه کشورشان از برکت تلاش های همین وطنداران زحمتکش ما به یک کشور مدرن تبدیل شد و سیاسیون ونظامیان شان به بهانه کمک به مهاجرین افغان طی چهاردهه اخیر به میلیارد های بزرگ منطنقه و کشورشان مبدل شدند و برعکس زنده گی مهاجرین افغان کوچکترین تغییری در جهت مثبت نداشت و حالا که این کشور بنابر سیاست های غلط و اشتباه آمیز نظامیگران به بحران های عمیق سیاسی، نظامی، اجتماعی و فرهنگی مبتلا شده است، با آوردن فشار های گوناگون بر مهاجرین افغانی میخواهد ازاین وضعیت استفاده سوء و ابزاری نماید.
چرا پاکستان چنین سیاست غیرانسانی را درمقابل مهاجرین افغانی پیش گرفته است ؟ این سوالی است که ذهن همه ما افغانها را تحت فشار قرار داده و اکثرآ برای حل آن جوابی هم نداریم. پاکستان - کشوری که برای رسیدن به اهعداف شوم وپلید خود همیشه از نیروی خلاق و انسانی مهاجرین افغانی استفاده سوء نموده و حتی برای این مقاصد صدها هزار افغان را مقابل هم قرار داده و به قتل رسانیده و خانه و کاشانه شانرا به غارت برده و به مال و ناموس شان تجاوز نموده است ، حالا دیگرتحمل زنده گی کردن شانرا به خاک خود ندارد. پاکستان - کشوری که زیر سایه جنگ سرد قرار گرفت و سرزمینش مکان مطمین و لانه با آسایشی برای تمامی گروه های دهشت افگن و تروریستان بین المللی مبدل شده و نه تنها اینکه کشورما، بلکه جهان نیز مورد تهدید های امنیتی قرار گرفت، حالا درتلاش انداختن برف بام خود بالای بام دیگران است. حاکمان نظامی ایکه همه قدرت را در دست دارند و در همه امور حکومتداری آنکشوردست بالایی دارند، با اتخاذ سیاست های ضد ملی و ضد مردمی در تآمین امنیت مردم و وطن خود ناکام شده و همان کشتزارهای چهل سال قبل شان که علیه کشورما آنرا بذر نموده بوند و حالا به ثمر رسیده است، فعلآ دامان ناپاک خود شانرا گرفته و توانایی مهارکردن این نیروهای دهشت افگن و تروریستی را ندارند به بهانه های مختلف گاهی خیزش های مردم پشتون و گاهی هم حرکت های مدنی مردم بلوچ را سرکوب میکنند.
اما ، هرگاه وضعیت نابسامان کشور خودرا نظری بیاندازیم ، دیده میشود که پاکستان بی موجب باعث اذیت و آزار مهاجرین افغانی و اخراج اجباری آنها از کشورخود نمیشود. یکی از دلایل عمده این فشار و اذیت و آزار هموطنان ما در پاکستان عدم موجودیت یک حکومت پایدار- مبتنی بر خواست و اراده مردم است که در بیشتر از سه ونیم سال همه ما رنج آنرا میکشیم. پاکستان هم بادرک این موضوع که کسی نیست تا صدای این مردم شکنجه شده را به گوش جهانیان برساند و افغانها حکومتی هم ندارند که توانایی حل مشکلات مردم خودرا داشته باشد، با دل جمع و خاطر آرام هرآنچه مظالمی را که در توان دارد در حق مهاجرین افغانی انجام میدهد. درحالیکه این راه حل مشکل نبوده و حکومت پاکستان میتواند با دلایل منطقی، آغاز گفتگو های سیاسی و دیپلوماتیک ، حسن همجواری و برخورد های قانونی در مقابل مهاجرین، مطابق اصول و قوانین بین المللی رفتار نماید. اما برعکس از مدت ششماه بدینسو به فکر اخراج همه مهاجرین غیرقانونی وحتی کسانیکه اسناد قانونی مهاجرت را هم دارند ، با برخورد های دور از اخلاق و کرامت انسانی ، شکنجه و عذاب و حتی چور وچپاول اموال و دارایی های مهاجرین آنهار از خانه های شان گرفتار و به افغانستان منتقل مینماید. این درحالی است که بنابر مشکلات و پرابلم هایی که در بالا از آن نام بردم ، کوچکترین امکانات برگشت داوطلبانه مهاجرین چه از نگاه خدمات اجتماعی، کمک های بشری، سرپناه ، مشغولیت های کاری، کلینیک های صحی و حتی آب آشامیدنی صحی برای شان مهیا نمی باشد ، آنها به شکل بسیار فجیح از پاکستان اخراج میشوند و کسی هم نیست که از حقوق این هموطنان آواره و سرگردان ما دفاع نماید. سازمان ملل متحد و سایر نهاد های بین المللی هم فقط با صدور قطعنامه های میان تهی ، کوچکترین فشاری را بالای نظامیگران پاکستان وارد نکرده اند تا انها دست ازاین اعمال شیطانی شان بردارند.
بناء برای همه ما سیاسیون ، نماینده های جریان های مختلف سیاسی، حرکت ها و ایتلاف ها وحتی حکومت های ایجاد شده در تبعید است تا مشترکآ داخل اقدام شده و از طریق مراجع مختلف بین المللی ، با اتحاد وهمدلی صدای تک تک مهاجرین هموطن خود شده ، بالای جامعه جهانی و بخصوص دفتر مهاجرین سازمان ملل متحد فشارآ ورده وآنها را قانع سازیم تا بادرنظرداشت شرایط سخت وناگوار فعلی کشورما، حکومت پاکستان را مجبورسازند تا ازآزار و اذیت مهاجرین افغان و لت وکوب کردن وزندانی ساختن آنها دست برداشته، فرصت دهند تا زمینه برگشت داوطلبانه میلیون ها مهاجر بصورت واقعی در کشورما مهیا گردد و بعد از آن با برخورد های انسانی و در مطابقت به اصول و قوانین بین المللی در مورد برخورد با مهاجرین رفتار نمایند تا هم مناسباست سیاسی و همسایگی خوب میان هردو کشور دوباره تآمین گردد وهم مهاجرین افغانی بتوانند با خاطر آسوده و ایجاد فضای مطمین آبرومندانه به کشورخود برگردند.
گرچه درد مهاجرت و بی وطنی را پایانی نیست، ولی تلاش باید کرد تا حداقل زنده گی بخور ونمیر را برای مهاجرین آماده کرد و از کشورهای میزبان ، بخصوص همسایه های ما این تقاضا را داریم تا این خواهش دوستانه مهاجرین افغانی را که جبرآ مجبور به ترک خانه و وطن شان شده اند درک نموده، برای رفاه و آسایش آنها تلاش نمایند، نه اینکه بی موجب باعث اذیت و شکنجه آنها گردند. همچنان از هموطنان شریف ما که در این کشورها مقیم اند، صمیمانه تقاضا مینماییم تا دست به اعمال خشونت آمیزنزده، مرتکب جنایت و کارهایی نگردند که کشورهای میزبان مجبور به دستگیری و اخراج اجباری شان به کشور گردند. همچنان امیدوارم تا تلاش های حکومت موقت افغانستان در تبعید تحت ریاست محترم داکترمحمد اشرف ایمانی در این راستا به نتایج خوبی منتج گردیده و از طریق تآمین ارتباطات قانونی با مراجع بین المللی آواز و خواهش همه ملت افغانستان را به گوش جهانیان برسانند. به آرزوی موفقیت های روز افزون !
هموطن مهاجر! درد تو - درد من و رنج تو مایه عذاب من است ، ولی بدان که تنها نیستی.
ومن الله توفیق. ۶ اپریل ۲۰۲۵ / ۱۷ حمل ۱۴۰۴

04/04/2025

با سپاس فراوان از محترم جناب وزير صاحب دانشمند ما !
رهایی زنان از بند طالبان نیاز به یک نهضت چندبُعدی و پایدار دارد که شامل آموزش، آگاهی، سازماندهی، حمایت بین‌المللی و مقاومت داخلی باشد. در اینجا چند اقدام کلیدی که می‌تواند به این نهضت کمک کند، آورده شده است
:۱. آموزش و توانمندسازی زنان
۲. آگاهی و مبارزه فکری
۳. ایجاد شبکه‌های همبستگی و سازماندهی مخفی
۴. حمایت بین‌المللی و فشار سیاسی
۵. اقتصاد مقاومتی برای زنان
۶. مقاومت داخلی و نافرمانی مدنی
مبارزه برای آزادی زنان از چنگال طالبان یک مسیر دشوار و طولانی است، اما با آموزش، آگاهی‌بخشی، سازماندهی، حمایت بین‌المللی و مقاومت مدنی می‌توان این ظلم را شکست. مهم این است که این مبارزه به‌طور مستمر و هماهنگ ادامه یابد و زنان افغان در این راه تنها نمانند. وزارت زنان در حال ایجاد یک برنامه آموزشی برای زنان افغان هستیم که گام مهمی در این مسیر است من یک انسان مبارز هستیم که برای آزادی و حقوق زنان ایستادگی می‌کنم ، و این خود یک انقلاب زنده است. مبارزه در وطن، آن‌هم در شرایط سخت، شجاعتی بزرگ می‌خواهد که همه زنان وطنم این را دارند
اما مبارزه تنها در خط مقدم نیست؛ هر گامی که برای آموزش، آگاهی، و توانمندسازی برداشته شود، یک گام به‌سوی آزادی است.
ما می‌توانیم باهم راه‌های بیشتری برای مقاومت و توانمندسازی پیدا کنیم به امید خدا و همکاری و با همی مردم ما شما سرفراز باشید
با حرمت : دکتر قاضی وزیری

04/04/2025

یک انقلاب عاطفی و اجتماعی برای آزادی زنان افغانستان
مقدمه
زن افغان، زخم‌خورده‌ی تاریخ، اسیر در زنجیرهای سنت و قربانی تفکرات قبیلوی، سال‌هاست که از حق ابتدایی خود برای زندگی انسانی محروم شده است. شعار «یا په کور یا په گور» که زن را میان دیوارهای خانه و قبرستان محبوس می‌خواهد، لکه‌ی ننگی بر پیشانی مردمی است که هنوز هم اسارت زن را فضیلت می‌پندارند. اما آیا وقت آن نرسیده است که این زنجیرهای تاریخی شکسته شوند؟ آیا نباید برای آزادی زنان، که نیمی از پیکر جامعه را تشکیل می‌دهند، یک انقلاب عاطفی و فکری به راه انداخت؟
سرنوشت تلخ زنان افغانستان
زنان افغانستان نه‌تنها در خانه، بلکه در تمام عرصه‌های اجتماعی و سیاسی از حقوق اساسی‌شان محروم مانده‌اند. آموزش برای بسیاری از دختران رؤیایی دور از دسترس است، کار برای زنان نوعی تابو محسوب می‌شود و حق انتخاب در زندگی شخصی‌شان توسط پدر، برادر و شوهر تعیین می‌شود. قوانین نانوشته‌ی مردسالاری، زن را به حاشیه رانده و استقلال او را تهدید می‌کند. این شرایط نتیجه‌ی قرن‌ها سلطه‌ی فرهنگ مردسالارانه‌ای است که زن را ملک شخصی مردان دانسته و او را از تصمیم‌گیری درباره‌ی زندگی خودش بازداشته است.
چگونه زنان از اسارت مردان رهایی پیدا کنند؟
رهایی زن افغان نیازمند تغییرات ریشه‌ای در افکار، قوانین و ساختارهای اجتماعی است. این تغییرات نمی‌توانند تنها با اصلاحات قانونی تحقق یابند، بلکه به یک انقلاب فرهنگی و عاطفی نیاز است. برخی راه‌های اساسی برای این تغییر عبارت‌اند از:
۱. آگاهی و آموزش: آگاهی‌بخشی به زنان درباره‌ی حقوقشان و تشویق خانواده‌ها به حمایت از تحصیل دختران، مهم‌ترین قدم در راه آزادی زنان است.
۲. مبارزه با تفکرات سنتی و قبیله‌ای: رسانه‌ها، روشنفکران و فعالان اجتماعی باید با ایدئولوژی‌هایی که زن را موجودی درجه‌دو می‌دانند، مبارزه کنند.
3. ایجاد فرصت‌های شغلی برای زنان: استقلال اقتصادی یکی از راه‌های اصلی رهایی زن از سلطه‌ی مردسالاری است.
۴. همبستگی بین زنان: زنان افغانستان باید با الهام از مبارزات زنان در دیگر نقاط جهان، دست در دست هم بگذارند و برای حقوق خود بجنگند.
۵. مشارکت در سیاست و تصمیم‌گیری: زنانی که در رأس سیاست و جامعه حضور دارند، می‌توانند تغییرات بنیادین ایجاد کنند.
نتیجه‌گیری
زن افغان باید از قفس اسارت رها شود. این کار نه تنها به نفع زنان، بلکه به نفع کل جامعه است؛ زیرا جامعه‌ای که نیمی از پیکرش را در زنجیر نگه دارد، هرگز به آزادی و پیشرفت نخواهد رسید. انقلاب عاطفی یعنی درک درد زنان، همدلی با آنان و تلاش برای تغییر سرنوشتشان. این انقلاب از درون خانه‌ها آغاز می‌شود، از تغییر نگرش مردان به زن، از شناخت ارزش واقعی زن به‌عنوان یک انسان، نه یک شیء تحت مالکیت. باید طلوع آزادی زنان افغانستان را دید و آن را ساخت.
آیا آماده‌ایم که از این شرمندگی تاریخی عبور کنیم؟

Address

Rolling Wood
Woodbridge
3323

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Afghanistan's interim government in exile posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share